اصطلاحات تخصصی دیجیتال مارکتینگ که باید بدانید
تعداد بازدید: ۱۶۸
زبان حرفه‌ای بازاریابی دیجیتال برای تازه واردها سخت نیست اما مستلزم یادگیری است. در این مقاله سعی کردیم این اصطلاحات را معرفی کنیم.

فرهنگ لغات دیجیتال مارکتینگ به شما کمک می‌کند درک صحیح و بهتری از مطالب و سخنان متخصصان این حوزه پیدا کنید و با سرعت بیشتری پیشرفت کنید. اگر جای خالی اصطلاحی را در این مطلب حس کردید لطفا در بخش نظرات برای ما بنویسید.

اصطلاحات تخصصی بازاریابی دیجیتال به همراه مثال

شبکه تبلیغات (Ad Network)

پلتفرمی است برای پیوند تبلیغ‌کنندگان با ناشرانی که می‌خواهند میزبان تبلیغات آن‌ها باشند. به‌ازای هربار نشان داده شدن تبلیغ، کلیک برروی آن، فروش و یا هر اتفاق توافق شده‌ی دیگر، تبلیغ‌کننده مبلغی را به شبکه می‌پردازد. سپس شبکه پس از کسر هزینه‌ی خود، مبلغ عایدی را با ناشر تقسیم می‌کند.

مثال: "برای نمایش کمپین‌های خود از شبکه‌ی تبلیغات استفاده کردیم تا به‌سرعت تبلیغات خود را به دامنه‌ی گسترده‌‌ای از وب‌سایت‌ها برسانیم."

ابزارهای تحلیلی یا آنالیز وب (Analytics or Web Analytics Tools)

تحلیل داده‌های به‌دست آمده از فعالیت افراد در وب‌سایت‌ها یا اپلیکیشن‌های موبایل؛ با هدف کشف راه‌های جدید برای بهبود وب‌سایت‌ها و کمپین‌های بازاریابی.

مثال: "با استفاده از ابزار تجزیه‌و‌تحلیل وب می‌توانم بفهمم که چگونه صفحات وب مشخصی را به‌منظور افزایش مشارکت/اینگیجمنت مشتریان در وب‌سایت‌ خود  اصلاح کنم."

اپ (اپلیکیشن) (Application)

برنامه‌ای که برای اجرا بر روی اسمارت‌فون‌ها، تبلت‌ها و سایر دستگاه‌های الکترونیکی طراحی شده است.

مثال: "خانه‌ام نیاز به رنگ شدن دارد، به همین دلیل از اپی محلی استفاده کردم تا سرویس معتبری را در نزدیکی‌ام پیدا کنم."

آواتار (Avatar)

تصویری که برای نمایش یک فرد، کسب‌و‌کار یا تشکیلات در شبکه‌های اجتماعی به‌کار می‌رود.

مثال: "وقتی بر روی آواتار خود کلیک می‌کنم، به صفحه‌ی پروفایل‌ام هدایت می‌شوم."

تبلیغات بنری (Banner Ad)

نوعی آگهی که بر روی صفحات وب و اپلیکیشن‌های موبایل پیدا می‌شود و فرمت‌های متنوعی دارد (مانند تصاویر، GIFهای متحرک و غتای رسانه‌ای (rich media) ).

مثال: "من برای آوردن مشتریان جدید به وب‌سایت‌ام از تبلیغات بنری استفاده می‌کنم."

وبلاگ (Blog)

نوعی وب‌سایت که به‌طور منظم با پست‌هایی به‌روزرسانی می‌شود که توسط یک فرد یا بیزینس نوشته‌ شده، معمولاً حالتی محاوره‌ای دارد و متمرکز بر موضوعی مشخص است.

مرورگر (Browser)

برنامه‌ای رایانه‌ای برای رهیابی در اینترنت که در رایانه‌ها، تبلت‌ها و اسمارت‌فون‌ها استفاده می‌شود. از نمونه‌های آن می‌توان بهChrome ، Firefox، Internet Explorer و Safari اشاره کرد. 

مثال: "مطمئن نیستم که چرا ظاهر وب‌سایت من باتوجه به مرورگر درحال استفاده، تغییر می‌کند."

روبات چت (Chatbot)

برنامه‌ای رایانه‌ای که مکالمات انسانی را اغلب در اینترنت شبیه‌سازی می‌کند.

مثال: "چت‌باتی ساختیم تا سوالات متداول مشتریان را پاسخ داده و در خدمات مشتریان کمک کند."

نرخ کلیک (Click-through Rate (CTR))

تعداد دفعاتی که بر روی سوژه‌ی موردنظر مانند یک آگهی- کلیک می‌شود، نسبت به تعداد دفعاتی که کاربران در معرض آن سوژه قرار می‌گیرند.

مثال: "نرخ کلیک من در آگهی‌های نقاشی خارجی 2% است، اما در آگهی‌های نقاشی دیواری داخلی کم‌تر از 1% است."

محتوا (Content)

مطالب دیجیتالیِ قابل دسترس برای کاربران؛ به‌صورت متن، ویدیو، صدا، تصویر و غیره.

مثال: "می‌خواهم محتوای تصویری و ویدیویی بیش‌تری به وب‌سایت‌ام اضافه کنم تا جذاب‌تر باشد."

بازاریابی محتوا (Content Marketing)

تولید محتواهای آنلاینی مانند وبلاگ‌، ویدیو یا اینفوگرافی‌ برای جذب و درگیرکردن مخاطبی تعریف ‌شده.

تبدیل یا هدف (Conversion or Goal)

رفتاری که می‌خواهید بازدیدکننده انجام دهد. مانند خرید اینترنتی، پر کردن فرم، تماس‌های تلفنی و مشاهده‌ی ویدیو. 

مثال: "هدف اصلی من این است که مردم در وب‌سایت‌ام مشاوره‌ای رزرو کنند، اما ثبت‌نام برای خبرنامه نیز برایم یک تبدیل محسوب می‌شود."

بهینه‌سازی تبدیل (Conversion Optimization)

فرآیند بهبود استراتژی دیجیتال‌تان به‌منظور افزایش درصد بازدیدکنندگانی که اهداف شما را برآورده می‌کنند.

مثال: "هنگامی‌که افکت جدیدی به وب‌سایت‌ام اضافه کنم، تمرکز بر روی بهینه‌سازی تبدیل آن را شروع خواهم کرد."

نرخ تبدیل (Conversion Rate)

نسبت تبدیل‌ها به بازدیدها، که اغلب برای سنجش عملکرد دیجیتال به‌کار می‌رود.

مثال: "مطمئن نیستم چرا، اما نرخ تبدیل من در نقاشی خارجی برای بازدیدکنندگان مذکر بسیار پایین است."

هزینه به‌ازای هر کلیک (Cost per Click)

مقدار پولی که به‌ازای یک کلیک بر تبلیغی دیجیتالی پرداخت می‌شود.

مثال: "به‌نظر می‌آید قیمت‌های هزینه به‌ازای کلیک در آخر هفته‌ها بیش‌تر باشد، برای همین کمپین‌هایم را تنها در طول هفته نمایش می‌دهم."

خزنده یا عنکبوت (Crawler or Spider)

برنامه‌ای که به‌منظور مرور سیستماتیک محتوای موجود در اینترنت و جمع‌آوری اطلاعات مرتبط با آن‌ طراحی شده تا به جست‌وجوگرها کمک کند چیزی را که به‌دنبال‌اش هستند، پیدا کنند.

مثال: "عنکبوت‌ها من را می‌ترسانند، اما نه آن‌هایی که کمک می‌کنند تا وب‌سایت‌ام در موتورهای جست‌و‌جو ظاهر شود."

رایانه‌ی رومیزی (Desktop)

رایانه‌ای غیر سیار.

مثال: "ترجیح می‌دهم در خانه از رایانه‌ی رومیزی استفاده کنم، اما وقتی به سفر می‌روم از لپ‌تاپ‌ام استفاده می‌کنم."

تجارت الکترونیکی (E-commerce)

فروش محصولات و خدمات به شکل آنلاین.

بازاریابی ایمیلی (Email Marketing)

فرآیند استفاده از پیام‌های ایمیلی برای به‌اشتراک‌گذاری اطلاعات و پروموت کردن خدمات و محصولات.

صفحه‌ی خانه (Home Page)

صفحه‌ی آغازین یا "اصلی" یک وب‌سایت.

مثال: "برروی صفحه‌ی خانه‌ی من، بازدیدکنندگان می‌توانند نمونه‌هایی از زیباترین رنگ‌آمیزی‌هایم را ببینند."

HTML

زبان نشانه‌گذاری فوق متن. زبانی که توسط توسعه‌دهندگان وب برای ساخت وب‌سایت‌ها به‌کار می‌رود.

مثال: "وب‌سایت من با استفاده از HTML نوشته شده است."

بازدیدها (Impressions)

تعداد دفعاتی که یک آگهی به نمایش درمی‌آید.

مثال: "کمپین بازاریابی جدید من برای غذای خانگی سگ هزاران ایمپرشن داشته، اما مطمئن نیستم که فروشی داشته‌ام یا نه."

فهرست (Index)

کاتالوگی قابل جست‌و‌جو از صفحات وب و محتوای دیجیتال که توسط یک موتور جست‌وجو استفاده می‌شود تا نتایجی مرتبط ارائه کند.

مثال: "تا پیش از آن‌که سایت من در ایندکس موتورهای جست‌وجو ظاهر شود، کسی نمی‌توانست با جست‌و‌جوی رنگ‌آمیزی دیوار آن را پیدا کند."

کلیدواژه (Keyword)

کلمه یا عبارتی تایپ‌شده در موتور جست‌و‌جو، که بیزینس‌ها بتوانند آن‌را به عنوان بخشی از کمپین تبلیغاتی خود هدف قرار دهند.

صفحه‌ی فرود (Landing Page)

اولین صفحه‌ی یک وب‌سایت که اغلب توسط افراد دیده می‌شود که لزوماً صفحه خانه‌ی آن وب‌سایت نیست.

مثال: "من افرادی که بر روی آگهی من کلیک می‌کنند را به یک صفحه‌ی فرود به‌همراه کوپن تخفیف هدایت می‌کنم تا تشویق به خرید شوند."

لینک (Link)

متن یا تصویری که میان یک صفحه‌ی وب یا وب‌سایت به دیگری پیوندی ایجاد می‌کند.

مثال: "زمانی‌که یک وبلاگ معروف طراحی داخلی ‌ لینکی به وب‌سایت من داد، بازدیدکنندگان بیش‌تری پیدا کردم."

لیست‌های طبیعی یا لیست‌های ارگانیک (Natural Listings or Organic Listings)

نتایجی از یک موتور جست‌وجو که آگهی‌های پولی نیستند.

مثال: "هرچه رنک وب‌سایت من در لیست طبیعی موتورهای جست‌وجو بالاتر باشد، ترافیک وب‌سایت بیش‌تری خواهم داشت."

لیست‌های پولی (تبلیغاتی) (Paid Listings)

تبلیغاتی که در صفحات نتایج موتورهای جست‌وجو ظاهر می‌شوند.

مثال: "تصمیم دارم مبلغی بپردازم تا وب‌سایت‌ام در لیست‌های پولی قرار گیرد؛ در این صورت می‌توانم مشتریان بیش‌تری را به وب‌سایت‌ بیاورم."

پرداخت به‌ازای هر کلیک (Pay per Click (PPC))

سیستمی تبلیغاتی که در آن تبلیغ‌کنندگان به‌ازای هر کاربری که برروی آگهی‌هایشان کلیک ‌کند، مبلغی می‌پردازند.

مثال: "می‌خواهم با استفاده از تبلیغات پرداخت به‌ازای هر کلیک، دیزاین‌های جدیدم را پروموت کنم."

کوئری یا عبارت جست‌وجو شده (Query or Search Term)

کلمه‌ یا عبارتی کلیدی که کاربر در موتور جست‌وجو تایپ می‌کند تا چیزی را که به‌دنبالش است، بیابد.

مثال: "زمانی‌که افراد عبارت جست‌وجو شده‌ی «آرایشگر» را به‌کار می‌برند، ممکن است به‌دنبال راهنمایی درباره‌ی چگونگی انجام آن توسط خود باشند و یا به‌دنبال سرویسی باشند که این کار را برایشان انجام دهد."

رنکینگ (Ranking)

لیستی که در صفحه‌ی نتایج موتور جست‌وجو قرار دارد.

مثال: "امیدوارم با تلاش زیاد بتوانم وب‌سایت‌ام را در موتورهای جست‌و‌جو به رنکینگ یک برسانم."

نرخ بازگشت سرمایه (Return on Investment (ROI))

محاسباتی که تبلیغ‌کننده با استفاده از آن تشخیص ‌می‌دهد آیا کمپین‌های تبلیغاتی‌شان سودآور است یا خیر. یکی از فرمول‌های رایج مورداستفاده در محاسبه‌ی ROI به‌شکل زیر است:

هزینه‌ی سرمایه‌گذاری / (هزینه‌ی سرمایه‌گذاری سود حاصل از سرمایه‌گذاری) = نرخ بازگشت سرمایه

مثال: "در سه‌ماهه‌ی اخیر، فروش‌های ناشی از نمایش کمپین‌های تبلیغاتی‌مان، ROI مثبتی را نشان می‌دهند."

موتور جست‌وجو (Search Engine)

ابزاری که در پاسخ به کلیدواژه‌های کاربران، محتوای دیجیتال مرتبط با آن‌ها را لیست (ایندکس) کرده و ارائه می‌دهد. Google، Bing، Yahoo، DuckDuckGo، Baidu و Yandex از محبوب‌ترین موتورهای جست‌وجوی اینترنتی هستند.

مثال: "من برای پیدا کردن ترندهای طراحی داخلی  از موتورهای جست‌وجو استفاده می‌کنم." 

بهینه‌سازی سایت برای موتور جست‌وجو (سئو) (Search Engine Optimization (SEO))

اعمال تغییراتی در صفحات وب، محتوا و پروموشن آن محتوا برای بهبود نمایش آن در نتایج ارگانیک یا غیر پولی موتورهای جست‌وجو.

مثال: "سرمایه‌گذاری در سئو  کمک کرد تا وب‌سایت من رنکینگ بالاتری در نتایج موتور جست‌وجو داشته باشد."

بازاریابی موتور جست‌وجو (Search Engine Marketing (SEM))

شکلی از تبلیغات که در آن شما مبلغی می‌پردازید تا آگهی‌تان درکنار نتایج جست‌وجوی مرتبط با کلیدواژه‌های تایپ شده توسط افراد، نمایش داده شود. SEM به بیزینس‌ها کمک می‌کند تا در همان حینی که افراد به‌دنبال چیزی هستند که آن بیزینس ارائه می‌کند، دیده شوند.   

مثال: "SEO پروسه‌ای طولانی‌ست، اما استفاده از SEM کمک کرد تا در زمانی بسیار کم‌تر ترافیک بیش‌تری در وب‌سایت خود داشته باشم."

صفحه‌ی نتایج موتور جست‌وجو (Search Engine Results Page (SERP))

لیستی از نتایج ظاهر شده در موتور جست‌وجو در پاسخ به عبارت جست‌وجو شده‌ی (query) یک کاربر.

مثال: "پس از جست‌وجوی عبارت «خرید رنگ براق به‌صورت عمده»، متوجه شدم که SERP شامل هر دو لیست طبیعی و پولی است."

بازدید یا سشن (Session or Visit)

مجموعه‌ای از فعل‌وانفعالات که در بازه‌ی زمانی مشخصی در وب‌سایت شما رخ می‌دهد. به‌عنوان مثال، یک سشن به‌تنهایی می‌تواند حاوی چندین بازدید از صفحات و معاملات تجارت الکترونیکی باشد.

مثال: "وب‌سایت من در ماه گذشته دو هزار بازدید داشته، اما چیزی واقعاً به آن اهمیت می‌دهم این است که آیا آن بازدیدها به خرید منجر شده اند یا خیر."

رسانه‌های اجتماعی (Social Media)

مطالبی مانند متن، تصاویر یا ویدیو که توسط اشخاص حقیقی تولید شده و در سراسر اینترنت به اشتراک‌ گذاشته می‌شوند.

مثال: "رسانه‌های اجتماعی همواره درحال تغییر و تحول‌اند، به‌همین دلیل متخصصی استخدام کردم تا در ایجاد استراتژی رسانه‌های اجتماعی به‌ من کمک کند."

شبکه‌ی اجتماعی (Social Network)

اجتماعی از افراد حقیقی که به تولید و اشتراک محتوا مشغول‌اند.

مثال: "شبکه‌های اجتماعی می‌توانند محل خوبی برای نمایش نقاشی‌های دیواری زیبای من باشند؛ به کمک آن‌ها شاید بتوانم مشتریان جدیدی جذب کنم."

جذب ترافیک (Traffic Acquisition)

فرآیند جذب بازدیدکننده که اغلب از آن به‌عنوان ترافیک در وب‌سایت‌ها، اپلیکیشن‌های موبایل و دیگر تجهیزات دیجیتالی نام برده می‌شود.

مثال: "استراتژی جذب من متمرکز بر هدف قرار دادن افرادی است که اخیراً خانه‌های قدیمی خریده‌اند."

بازدیدکننده‌ی منحصربه‌فرد (Unique Visitor)

بازدیدکننده‌ی یک وب‌سایت در یک بازه‌ی زمانی خاص.

مثال: "مهم نیست که آقای ایکس چند بار از یک وب‌سایت بازدید می‌کند، او هم‌چنان تنها یک بازدیدکننده‌ی منحصربه‌فرد به‌شمار می‌آید." 

محتوای تولید شده توسط کاربر (User-Generated Content (UGC))

محتوایی مانند ویدیو، کامنت یا پست که توسط کاربران یک پلتفرم آنلاین تولید می‌شود.

مثال: "اغلب شبکه‌های اجتماعی برای پست کردن و به‌اشتراک‌گذاری مطالب بر محتوای تولیدشده توسط کاربر تکیه می‌کنند."

URL یا مکان یکنواخت منبع (Uniform Resource Locator)

نشانی منحصربه‌فرد یک صفحه یا بخشی از محتوای دیجیتال موجود در اینترنت.

مثال: "مکس، می‌توانی با تایپ URL در مرورگرت به وب‌سایت من دسترسی پیدا کنی."

واقعیت مجازی (Virtual Reality)

شبیه‌سازی کامپیوتری محیطی سه‌بعدی که به‌کمک تجهیزاتی مانند هدست‌ها، سنسورها یا جوی‌استیک‌ها، قادرید تعامل داشته باشید.

ولاگ (Vlog)

ورژن ویدیویی وبلاگ، که به‌جای نوشته‌، با پست‌های ویدیویی به‌روزرسانی می‌شود.

حال شما دیجیتال مارکتر شده‌اید؟

خیر، دانستن و استفاده از این اصطلاحات و حتی تکنیک‌های ابتدایی شما را دیجیتال مارکتر نخواهد کرد. دیجیتال مارکتینگ فرآیندی خطی نیست که شما با طی آن به اهداف خود برسید. لطفا نظر خود درباره‌ی این مطلب بنویسید و به تکمیل شدن این دایره لغات کمک کنید.

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
مشتریان